|
The Screams You Hear |
|
۱۳۸٩/٥/٢٤ exiled
I'm searching for something if this is my destiny [ Judas Priest ] ۱۳۸۸/۸/۳٠ your loyal dudeness
عشق لعنتی تو را من، سر سال با یخچال و بخاری و فرش و پلوپز بار وانت می کردم و از این خانه می بردم به آن خانه. نمیدانستم با آن یک دل سیر گریه اینقدر آب میرود که روز آخری توی جیبم جا شود. ۱۳۸۸/٧/۱۸ tomorrow will take me away
دیگر رفتم! تمام و کمال... اینبار حتی در رویا، که فکر می کردم جایی ست که همیشه می خواهمت هم بالاخره رفتم! تمام و کمال... حتی نیم نگاهی هم ننداختم ببینم خب حالا که رفتم قیافه ات چه شکلی است! سیگاری روشن کردم وقتی می دانستم از پشت نگاهم می کنی! و اینگونه می شود که فردا فقط مرا با خودش خواهد برد! ۱۳۸۸/٦/۱٠ ?end of the road
آه که آه که آه که آه... فکر می کنم عمر این سیاهی سر آمده و غمگین ام... هی سیاهی... دوستت دارم! ۱۳۸۸/٥/۱٢ new xpriyence
I dare to start anew do I? I do I do really love you... goodbye!
fade [ - what? ] you are my everything you're found big girl why are you crying? while I'm not dying spying lying flying trying drying god's every single drop of tear ۱۳۸۸/٥/٦ not all who wander are lost
all of your hopes and dreams, don't mean shit ... all of your hopes and dreams, never meant shit all that's left is, now to nowhere...! (devildriver) ۱۳۸۸/٤/۱٥ hptitga
«چی گیرت می آد از تظاهر به اینکه خطر واقعی نیست؟» گوسفند! (pink floyd) ۱۳۸۸/۳/۱٢ simplifeecatore
دیروز ها و دیروز های دورتر از دیروز، زمین خواب بود و من بیهوده فکر می کردم همیشه بیدار بوده است و امانتدار...
۱۳۸۸/۱/٥ !@!
همه چیز... هیچ چیز... همه هیچ !!! «هیچ» ۱۳۸٧/۱۱/٥ ^،^
If you stop to make sense, the world starts to make some!
۱۳۸٧/۱۱/٤ consider this
loving her was my tragic flaw, cause after all, i cannot stop loving her ۱۳۸٧/۱٠/۱٧ I've got my own philosophy
بله، برای کسایی که می خوان یه نظام اخلاقی بنا کنن یه کوچولو نصیحت داره حضرت آقا: I hate everyone equally! ۱۳۸٧/۳/۱٩ نمادین
بنای ماندن ندارم اما خودداری نمی توانم کرد آندم که احساسش می کنم و یادی را می چشم از زمانی در زندگی هنگامی که سال ها ایستا می نمودند
چشمانم را می بندم و غرقه ی درون خویشتن می گردم و این پیشکش یادهای ازرشمند را، در جستجوی افیونی به نام معصومیت باز می پذیرم
آغازش کی بود؟ دگرگونی در کمین نایافتنی بود. زخم های باز برملا می سازند اهمیت معصومیت مان؛ خلسه ای که قابل خرید و فروش نیست.
رفتارهای نمادین - چه روشن و در عین حال نادیدنی بودند
دریاب آنچه را احساس می کنی و آنچه می بینی آن چیزهایی که امروز مهم به نظر نمی رسند اما شاید فردا...
آیا به یاد می آوری هنگامی که همه چیز چنان جاودانی می نمود؟ پهلوانان چنان واقعی بودند... و جادویشان در زمان منجمد بود. تنها راه فراگرفتن آگاه بودن است و سرسختانه پایداری کردن... * * * پ.ن.: واقعآ نیاز داشتم این رو ترجمه کنم... از «چاک» معذرت می خوام و دلم می خواد همه ی آدمایی که یه روزی می شناختم... ۱۳۸٧/۳/۱۳ دل تنگی
وقتی با خودت حرف می زنی و کسی خونه نیست... ... کسی خونه نیست؟ جدآ؟ آخ جون حالا می شه Iced Earth گذاشت و باهاش تا خود صبح هد زد... /,,\ ۱۳۸٧/۱/۱٦ quest
...از رودخانه های اندوه تا اقیانوس های ژرف از امید سفر کرده ام کنون, بازگشتی در کار نیست و انتهایی... پرسش هایم را پاسخ می خواهم: چرا؟ امروز چه؟ فردا چه هنگام؟...
۱۳۸٦/۱۱/٢۸ ببین!
«من عمرآ سر تعظیم فرود نمیارم!»
¤ نوشته شده در ساعت ٥:٢٥ ب.ظ توسط Killer In Me ۱۳۸٦/۱٠/۱٥ بدون نام!
جایی برای فرار کردن نیست جایی برای پنهان شدن... به نفرین زندگانی خوش آمدی!. به سرگرمی خوش آمدی به امید... اینک، دعوت نامه ات اینجاست! - Edguy - ۱۳۸٦/٩/۱٢ God is wearing black
در برابر سکوت هر صدایی موسیقیه! شبایی که انگشتامو روی این صفحه کلید فشار می دم و موسیقی خوبی می سازم کسی بیدار نیست بشنوه! اینه تراژدی آینه ای که کسی توش چیزی نمی بینه... * * * Maybe you're a joker maybe you deserve to die... * * * پ.ن.: دیگه منم چیزی توش نمی بینم... ۱۳۸٦/۸/٢٦ I've lost it
بعضی وقت ها آنقدر دلم می خواهد از حمامی جایی - حالا لخت یا هر چی - بپرم بیرون و عر بزنم: Father come save us from this madness we're under ( پدر، بیا و ما را از این دیوانگی مان برهان) که نگو! ولی یادم که می آید... ای بابا... . . . یتیمی درد بی درمون یتیمی! ۱۳۸٦/۸/۱٥ ?do you remember when
چه جالب! همه مون ول معطلیم... باید باور کرد چیزای قشنگ فقط مال تو قصه هاست... [ خانه| آرشيو | پست الكترونيك ] |
خانه آرشيو پست الكترونيك |
